تبلیغات
زندگی من - پس از مدت هاااا....
 
زندگی من
روزی برای بعضی آدم ها تنها یک خاطره خواهیم بود… تلاش کنیم که خاطره ای خوش باشیم!
یکشنبه 6 مهر 1393 :: فرشته
سلااااام به روی ماه همتون....
الان دقیقا یکماهه که هیچ پستی نذاشتم و تقریبا تو افق درحال محو شدن بودم....

واقعا داشتم به تاریخ و جغرافیا می پیوستما

اما از این یک ماه که بخوام بگم خیلی اتفاقات افتاد....

از بیمارستان بودن مادربزرگم...که یک ماه تمام در بیمارستان های مختلف بستری بود...تانهایتا همین هفته پیش برونکوآلوئولار لاواژ شد(یعنی شستشوی راه تنفسی و ارسال مایع برای آزمایشگاه...) ومنتظریم تاجوابش حاضربشه

خلاصه که خیلی درگیر بودیم....البته خیلیا هم درگیر نبودن...خیلی از خاله و داییا هم فرزندیشون درحد تماس تلفنی هم نبود...دیگه به هرحال گذشت

اما خبر دیگه این یکماه متأهل شدن برادر ارشد بود و پیوستن بنده به جامعه خواهرشوهرا

21شهریور عقد کردند و پریروز4مهرجشن عقد گرفتیم و بسی خوشی برفت...

الان هم بنده از پس لرزه های عقد دچارسرماخوردگی شدم...گلوم درد میکنه

از دیگر وقایع مهم....میلاد فخر خانواده....فرشته جان عزیز بود که درسایه عقد خان داداش ساب ساید شد....حتی خودمم برای اولین بار دراین چندسال اخیر نتونستم خودمو تحویل بگیرم و برای خودم پست بذارم....

دیگه دیگه....

گذشت و23ساله شدیم رفت...






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 1 آبان 1393 09:19 ب.ظ
سلامون علیکم بر خانوم دکتر.خوبین؟چه خبرا؟کدوم بخشین به سلامتی؟خوش میگذره؟
حالا از خودم اینکه خانوم دکتر تا بگین دهنمون سرویس شده این ترم.اصن از زندگی نا امید شدم.همش درسو درس..سختترین ترم دوران پزشکیه.ایمونو باکتری ویروس نرو اناتومی و اندام...اصن همه ی استادام هر جلسه سوال میکنن اصن یه وضه عجیبیه که نگو.مثل دوران امتحاناس هر روزمون...ایمونو از رو ابوالعباس واقعا سنگیه.....دیگه بازم چه کنم باید بگذرونیم....
راستی دیگه از ترمکی فرار کردم نمیتونین بم بگین ترمک...
ولی شما میتونین بگین چون واقعا ترم بالاییمون هستن....
باز زیاد شد ببخشید
فرشته سلام علیکم و رحمه ا...
مرسی،سلامتی...بخش بهداشت تموم شد،میریم رادیو
به این فک کنین که این نیزمیگذرد...ناامیدنشین ...پزشکی یعنی همین!!!!
از ابوالعباس متنفرم...خیلی متنش بده
خوش بگذرونین...درس بخونین...
نه دیگه دکتر شدین رفت...
ببخشید داشتم میوه میخوردم نفهمیدم چی جواب دادم:))))
چهارشنبه 30 مهر 1393 02:54 ب.ظ
سلام بر خواهرشوهر گرامی!
تولد با تاخیر فراوون مبارک.
ایشالله مادربزرگت زودتر خوب میشن
فرشته سلام عزیزم:) عروس خانوووم
مرسی:*
خوبن خدارو شکر:)
جمعه 25 مهر 1393 09:42 ب.ظ
سلام
با پوست نمیتونم ارتباط برقرار کنم!!از 20 جلسش الان فقط 4 جلسشو خوندم!!!اونم 4 جلسه سبکشو!حدود 50 صفحه!
حوصله شلوغی رو ندارم!پوست خیلی بده!اصلا خوشم نیومد!!
یک حس خنگی مفرطی بهم دست داده فرشته!!
راستی دیروز رفتم پیش استاد راهنمام یک ساعته پروپوزالمو نوشتیم با هم!دیگه فقط تایپش مونده و دفاع
کاش همه اساستیدمون مثل استاد راهنمام بودند.با حوصله و مهربون و با سواد
فرشته سلام عزیزم
زهرا تو با اونایی هم که ارتباط برقرار می کنی 20 روز قبل هی می گی وای من فلان تاریخ امتحان دارم!!!!من واقعا برام سواله همه این روزا را می خونی؟؟؟؟
منم خسته ام...باز شما شهریور تعطیل بودین!!!
من که اندر خم کوچه اولیه مونده ام:)))
کاااااش...
سه شنبه 22 مهر 1393 08:31 ب.ظ
سلام
واقعا؟؟؟وایبرتو حذف کردی؟؟خوب چرا زودتر نگفتی من اینقدر پیام بهت ندم!!
من چهارشنبه هفته دیگه امتحان پوست دارم!کجا پاشم بیام خواهر!خودت که میدونی آدم یک عقد بخواد بره باید دو سه روز براش وقت بذاره!
من دیروز سر درد هم داشتم.
فرشته سلام
آره خیلی وقته...
بابا منم چهارشنبه امتحان دارم...ولی عقد همش یکروزآدمو درگیرمیکنه!
امروز خونه ماهم نیومدی...دیگه اینکه2ساعت بود
دوشنبه 21 مهر 1393 12:04 ق.ظ
سلام فرشته
دخترم چقدر درس خون شدی!!اینترنت گوشیت که خاموشه و اینجا هم که داره خاک میخوره
معلومه خیز برداشتی برای رتبه تک رقمی دستیاری ها
فرشته سلام
خوبی؟!
عقدچرا نیومدی؟!فعلا که میبینی تو درس خونی
من نتم وصله...ولی وایبرمو حذف کردم،وگرنه دردیگرشبکه ها فعالم
هیچییییی درس نخوندم
سه شنبه 15 مهر 1393 05:16 ب.ظ
سلام ایشا لا مادربزرگت زودتر خوب بشه
ایشا لا من خودمم به جرگه ای خواهر شوهرای مظلوم و ماه بپیوندم
تولدت و عروسی داداشت هم مبارک
فرشته سلام عزیزم، مرسی
ایشااااالااااااااااا
ممنون عزیزم:******
چهارشنبه 9 مهر 1393 03:50 ب.ظ
سلام(بعد از مدت ها)
مگه شمام میخواین ادای خواهر شوهررا درارین؟
تولدتونم مبارک (البته با تاخیر)
فرشته سلااااام عزیزم
نهههه
مرسی:-*
یکشنبه 6 مهر 1393 10:42 ب.ظ
تبریککککککک...
این مامان بزرگت چقدر طفلیه

تبریک تولدتتتتتتتت هزار ساله بشی...علوس بشیییییی
فرشته مرسی سوری جان
خیلی مظلومه:-)
خیلی ممنونم...هزارسال!!!!!من به همون70_80ش قانعم....
عروس میخوام بشم چیکا:-P
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




سلام
اینجایی که میبینید قبلا خالی بود...یعنی وبلاگ من هیچ توضیحی نداشت...
چون به نظرم برای کسی که میاد وب من هیچ توضیحی بهتر از این نیست که خودش مطالب را بخونه و با من و وبم آشنا بشه
الان هم که تصمیم گرفتم این قسمت چند خطی بنویسم فقط به این دلیله که بدونید من اینجا از زندگیم مینویسم...زندگی من هم مثل همه شما گاهی روزمره و عادی است جوری که فکر میکنی روزها از روی هم کپی پیست شدن و برعکس گاهی پر از هیجان...پر از استرس پر از فشار...
پس لطفا انتظار نداشته باشید که همه پست ها هیجان انگیز وجالب باشه...گاهی دلم میخواد از روزمره ترین اتفاقات زندگیم بنویسم...
و در اخر ممنون از اینکه لطف دارید و بهم سر میزنید;)

مدیر وبلاگ : فرشته
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :