تبلیغات
زندگی من - چه خوبه که برگشتم!!!!
 
زندگی من
روزی برای بعضی آدم ها تنها یک خاطره خواهیم بود… تلاش کنیم که خاطره ای خوش باشیم!
جمعه 9 اسفند 1392 :: فرشته
سلااااااااااااااااام علیکم

حالتون چطوره؟؟؟

منم خوبم...خدا رو شکر

ملالی نیست جز ریزش وحشتناک موهام...

نمی دونم عاملش چیه؟؟؟!!!!:(

بیخیال فدای سرم

امتحان اطفالی دادیم...در حد سازمان ملل نظارت و حفاظت داشت...سالن کنفرانسمون 4تا دوربین داره....استاد از جلسه امتحان فیلم برداری نموده و سی دی فیلمو بردن خونه آخر هفته در معیت خانواده بشینن ببینن...فیلم راز بقا جلو این فیلم امتحانمون فرش قرمز میندازه...

منم که ردیف اول نشونده شدم...صندلی های ردیف اول هم دسته نداشت!!!ما هم عین بدبختا یک کتاب گذاشتیم زیر دستمون و امتحان دادیم:)))

به قول بچه ها خوبه این دکتر خ مسئول برگزاری کنکور نیست...وگرنه شب قبلش حکومت نظامی اعلام میکرد روز کنکورم تردد فقط با کارت ورود به جلسه کنکور میسر بود:))))

نهایت امتحانی دادیم وحشتناک فرسایشی...آخرش دود از کله هممون بلند شد...ادر کل 14 و خورده ای میشم

نمرات آمار هم اومد...به لطف مشق شب های آمار و پروپوزال و...14.5 شدم...و به خیر گذشت:))))

اما مهمترین اتفاق این هفته جراحی خاله ام بود...که خدا را شکر عملش به خوبی انجام شد و الان هم رو به بهبودی هستن...

دیگه چی بگم؟؟؟

آهان داداشم میز تنیس آورده توی خونه و شبی حدود یک ساعتی تنیس میزنیم...وای اینقدر میچسبه...خیلی خوبه...منم که روزای اول عین خنگا میباختم...کم کم یادگرفتم و راه افتادم الان یک پا عالمیانم برا خودم:))))))

به سلامتی و دل خوش و به لطف اطفال عزیز...تا روزشنبه24 اسفند میریم بخش اطفال...25 و 26 ام اسفند فرجه ایم و 27 و 28 ام امتحان تئوری وعملی اطفال میدیم...یک چنین زندگی هایی داریم ما دانشجویان پزشکی

منم قبلنا که اسفند ماه تفریح بود(چون شروع نیمسال دوم بود و از درس خیلی خبری نبود)تیریپ روشنفکری میرفتم که وای حالا برای عید آدم خرید نکنه هم اشکالی نداره...آدم باید وقتی خرید کنه که نیاز داره به اون وسیله!!!اما الان که 3 ساله هیچ وقتی ندارم برای بازار و خرید...با حسرت به مردمی که این قدر با انرژی سرگرم خریدن نگاه میکنه...واقعا حس خوبیه که ادم با نو شدن سال پرانرژی میشه و حتی خرید هم میچسبه:)))

حرف آخرهم اینکه من همه لینک های وبمو میخوانم...بیشتر با گوشی که خوب نظر نمی تونم بدم(ثبت نمی شه)...به بزرگی خودتون ببخشید:)




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 18 اسفند 1392 01:16 ب.ظ
سلـآمـــ ،
خوبـــ هستــین؟
مـارو که یـادتـون میـاد خـانومــ دکتــر؟
خیـلی وقتـــ بـود نیـومـده بودمــ پیشتـون،
اومـدمــ حالتـونـو بپـُرسمــ :)
خوبـین؟ چن چنـدین با زنـدگی؟ مـا که بدجـوری عقبـیمــ ...
فرشته سلام
خیلی ممنون، شما چطورین؟پارسال دوست امسال آشنا...
ولی من بیشتر وقت ها سرمیزنم وبتون...
مرسی، لطف دارین...ماکه هنوز در حال دست و پنجه نرم کردن با این زندگییم...
شنبه 17 اسفند 1392 01:35 ق.ظ
واقعا قشنگه ها این قالب.....معلومه علاقه زیادی به کامیون دارین...ماله ما کلا به صورت ارثی موها از 27 28 سالگی میریزه...خب به چه زبانی بود؟؟؟؟.....مگه چیکا کردین که میگید گذروندیم؟؟الان اگه ثانیه ای تعطیل باشین چیکا میکنین مگه؟؟اوه خوبه تمومه دیگه ولی ماله ما 6 سال دیگه مونده اواههههههه...واقعا فکرشو میکنم دپرس میشم....جنین به نظرتون سخته؟ژنتیک پی؟یه درسای مسخره ای داریم این ترم که نگو
فرشته بله قشنگه...نه علاقه ای به کامیون ندارم...ولی کلا قشنگ بود منم خوشم اومد
همین جوری الافی میگذروندیم...تا چشم به هم میزدیم 13 روز تموم شده بود
اما الان میخوایم نهایت استفاده را ببریم...حسابی بخوابیم...حسابی مهمونی بریم و ...
دپرسی نداره...از جوونیتون لذت ببرین
جنین که داغوون سخته ولی اگه بخونین قشنگه
ژنتیک اساتید ما جالب نبودن...آخرم نفهمیدیم چی باید بخونیم:))))
خوبه که:)
شنبه 17 اسفند 1392 12:15 ق.ظ
فرشته :)
جمعه 16 اسفند 1392 02:08 ق.ظ
راستی یادم رفت این قالبتون منو کشته....واقعا قشنگه ها جدی ها.....
راستی راجع به کچلی بگم که خب حالا یه 10 ساله دیگه بریزه خوبه اینا دارن از الان میریزن نامردا...ولی بیخیال مو میخام چیکا...
فرشته قالبم به این خوشگلی...سرسبزه...حالا چندتا کامیونم داره:)))))
اشکال نداره...غصه نخورین...مو دوباره درمیاد مگراینکه واقعا کچلی باشه:)
جمعه 16 اسفند 1392 02:04 ق.ظ
عجب جواب سلامی واقعا خیلی زیبا....ممنونم....دیگه شکسته نفسی میکنین خانوم دکتر.ومثل ما نیستین که اصن نمیدونیم درس چیه....دانشجو باس درس خونه(خودمم نفهمیدم به چه زبانی نوشتم)....بله کمال استفاده رو میکنیم....چرا مگه شما از عیدای ترمای اولتون استفاده نکردین؟(اها شاید درس میخوندین؟؟؟؟؟؟)....خب خوبه دیگه دارید تموم میکنین...ما که هنوز اووووووووو چقد مونده....چقد حرف زدم ها
فرشته :)
شکسته نفسیم کجا بود!!!!ماکسمون18 شد!
ولی من فهمیدم:q
نه دیگه ما استفاده نکردیم...همین جوری گذروندیم...در صورتی که الان اگر ثانیه ای تعطیل باشیم ازش نهایت استفاده را میبریم:)
2.5سال دیگه داریم...
پنجشنبه 15 اسفند 1392 02:48 ب.ظ
سلامون علیکم.خوبین خانوم دکتر؟
منکه یه ساله داره موهام میریزه البته ارثیه ماله من.الان یه چند وقت دیگه کچل میشم....واقعا عالیه ها...درسخونید ها....ایشااله خالتونم خوب میشن...اوه اوه تنیس وا قعا باحاله...ما که هرشب بازی میکنیم الان دیگه بدم اومده....من که تا الان هیچی درس نخوندم ،نخواهمم خوند تا بعده عید....دیگه چه خبرا؟فک کنم استاجری واقعا خوش میگذره بهتون.....راستی ریزش زیاد موهاتونم از درس خوندن زیاده مشکلی نیس
فرشته و علیکم السلام و رحمه ا... و برکاته
مرسی شما خوبین؟
اشکال نداره...دکتر مرد اصن باید کچل باشه:)))))
نه بابا کلی نمره خوب داشتیم...من به گرد پای درسخونا نمی رسم
ایشالا
خیلی میچسبه...
از این عیدها استفاده کنید...که مث ما حسرت به دل نشین
خیلی خوش میگذره...انقدر که دیگه حالمون داره بد میشه:)))
چهارشنبه 14 اسفند 1392 06:06 ب.ظ
سلام
همه جا دوربین گذاشتن! فیلمارو تو خونه جهت سرگرمی و خنده میبینن!
چطوری دکتره تنیس باز؟
فرشته سلام
دقیقا...
مرسی من خوبم...شمام که خوبی خداروشکر:)
سه شنبه 13 اسفند 1392 11:26 ب.ظ
سلام

چه امتحانی دادین!! یاد کوییزای آناتومی تنه افتادم که استاد چهار تا مراقب می آوردن و کلا ده تا چشم ما رو می پایید!!
جاتون خالی نیستید ببینید استادا از این ترم چه ادا اطوارایی میریزن! به فرمایش ریاست جدید دانشکده همه عین چی ! حضور غیاب میکنن، تهدید به کوییز و درس پرسیدن میکنن ... از اون ور هم آموزش با افتاده ها راه نمیاد و اونایی که سه واحد یا بیشتر افتاده دارن نتونستن همه درسها رو بگیرن و رسما 6 ترمه شدن ... اصن یه وضی!

وای من خیلی پینگ پنگ دوست میدارم... ما هم تو خونه مون میز تنیس داریم، با داداشم و بابام بازی میکنم... مهمونم که میاد با مهمونا هم بازی میکنیم! خیلی خوبه خوش میگذره

عید بدون خرید قبل از عید؟؟!! اصن داریم؟!
فرشته سلام به روی ماهت عزیزم
واقعا....چه قرتی بازیا...نمردیم ومقداری نظم دردانشکده دیدیم:)
خداچیکارشون کنه...6ترمه فقط برا3_2واحد؟!
خیلی خوبه...من قبلا دوست نداشتم ولی الان دوست میدارم
بله...شماهم به چنین دورانی میرسین خانم دکتر
البته ماهمین الان میریم خریدکه عقده ای نشیم:)
سه شنبه 13 اسفند 1392 08:55 ب.ظ
ما کی باشیم که شما را ببخشیم؟ خدا شما رَ ببَخشَ!!!
فرشته زدین تو فازمدل آدمای مهم حرف زدن
خداهمه راببخشد...
سه شنبه 13 اسفند 1392 06:35 ب.ظ
سلام گلی خوبه که خوبی اصن سلامتی چیزیه با هیچی نمیشه شکرشو گفت. ریزش موهام بدلیل آهن یا استرسته خودت که دکتری.. ولی بعنوان ی مهندس کشاورزی تو رو توصیه میکنم به خوردم گندم پخته، بورانی اسفناج و زرده تخم مرغ. و کاهش استرس. ببین چه دکتری هستم خخخخ. جینگیل هزارتومن شد نسخه ام
فرشته سلام عزیزم:)
احتمالابراکمبودآهن ورویه...درستش کردم:)
چشم مهندس جان،گردن ماازموهم باریک ترشماره حساب بده ویزیتتو واریزکنم:q
سه شنبه 13 اسفند 1392 05:03 ب.ظ
الانم میبازی نه؟!چطور بخش اطفالو تحمل میکنید برا گزارش رفتم بخش انکولوژی سهوا باید میرفتم محل ساخت بیمارستان جدید بچه ها رو که دیدم...نتونستم خبرمو درست تنظیم کنم همکارم زحمتشو کشید هرچند برق به حق منو برای تنظیم خبر بد گرفت
فرشته یکم میبازم ولی یکمم میبرم:q
به سختی...ولی مریضایی هم داریم که خیلی چیزیشون نیست وزودمیرن:)
برق؟!...هیوای من
سه شنبه 13 اسفند 1392 04:35 ب.ظ
جدی میگی؟
ضد قارچه؟
چقدر اون دکتری که به من و برادرم این دارو رو داد نفهم بوده پس!!
من مدتی موهام وحشتناک میریخت.
الان هم هر شامپویی میزنم اوایل استفادم خیلی میریزه. مدتی که میگذره بهتر میشه!
کلا نمیدونم چکارش کنم!
تازه نازک هم داره میشه :((((
تو چه شامپویی میزنی؟
بوگو ما هم بزنیم! بلکه شفا بیابیم!
فرشته والاکتوکونازول ضدقارچه...شایدبرااین داده که مشکوک بوده به ضایعه قارچی که منجربه ریزش شده...
من الان فولیکاتقویت کننده مومیزنم...موهامم خیلی نازکه
بایدخودت ببینی چه شامپویی به موهات میوفته:)
جمعه 9 اسفند 1392 10:07 ب.ظ
سلام.
موهات اگر می ریزه، یه شامپو هست همه دکترها می دن. به نام "کتوکونازول"
اون رو من هم یه مدتی که موهام می ریخت استفاده کردم. خوب بود.
شما که خانوم دکتری! لابد میدونی از اون استفاده کنی مناسبت هس یا نه دیگه!
گفتم پیشنهاد بدم. شاید به کارت اومد...:)
فرشته سلام عزیزم
کتوکونازول که والا تا جاییکه من میدونم داروی ضدقارچه!
شامپومو عوض کرده بودم دوباره برگشتم روی شامپو قبلیم..
مرسی عزیزم...خدا رو شکر بهتر شد:)
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




سلام
اینجایی که میبینید قبلا خالی بود...یعنی وبلاگ من هیچ توضیحی نداشت...
چون به نظرم برای کسی که میاد وب من هیچ توضیحی بهتر از این نیست که خودش مطالب را بخونه و با من و وبم آشنا بشه
الان هم که تصمیم گرفتم این قسمت چند خطی بنویسم فقط به این دلیله که بدونید من اینجا از زندگیم مینویسم...زندگی من هم مثل همه شما گاهی روزمره و عادی است جوری که فکر میکنی روزها از روی هم کپی پیست شدن و برعکس گاهی پر از هیجان...پر از استرس پر از فشار...
پس لطفا انتظار نداشته باشید که همه پست ها هیجان انگیز وجالب باشه...گاهی دلم میخواد از روزمره ترین اتفاقات زندگیم بنویسم...
و در اخر ممنون از اینکه لطف دارید و بهم سر میزنید;)

مدیر وبلاگ : فرشته
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :