تبلیغات
زندگی من - امروز
 
زندگی من
روزی برای بعضی آدم ها تنها یک خاطره خواهیم بود… تلاش کنیم که خاطره ای خوش باشیم!
پنجشنبه 25 مهر 1392 :: فرشته
 سلام

حالتون چطوره؟؟؟

منم خوبم...

چقدر خوبه که این همه تعطیلات داریم...خدایا شکرت...شاید در خیلی از موارد آرزوی اینو داشتم که توی یک کشور پیشرفته به دنیا میومدم ولی در این یک زمینه عاشق همین تعطیلات گاه وبیگاه کشورم هستم

امروز صبح توی خواب از بس حرص خوردم ...آخر بلایی سر معده ام آوردم که مجبور شدم یک پنتو پرازول بندازم بالا...قضیه از این قراره که یکی از دوستان صبح که من خواب بودم به من اس زد منم عادت دارم توی خواب اگر اس ام اس برام بیاد باز کنم بخونم...اگر ضروری بود جواب میدم واگر نبود میذارم بعد که بیدار شدم جواب میدم...خلاصه این اس ام اس را باز کردم و خواندم...کلی حرصم گرفت و حرص خوردم...ولی از اونجایی که ضروری نبود جوابشو گذاشتم برای بعد و به خوابم ادامه دادم...ولی تمام مدت داشتم حرص میخوردم...که چقدر این ملت رو دارن...آخر سرم اینقدر حرص خوردم که معدم دچار ریفلاکس شد و از دردش بیدار شدم...(خوابیدنم هم مث آدمیزاد نیست...)

الانم برای تغییر در حال وهوام طرح خودشادسازی دارم اجرا میکنم...گوش دادن موزیک های شاد با صدایی فوق العاده بلند...و جیغ جیغ کردن وتخلیه انرژی...(این یعنی اینکه خودم تلاش میکنم تا جایی که میشه حواس خودمو پرت کنم تا حرص نخورم ومعده عزیزم آروم بشه)

پ ن1:به نظر شما با یک عده آدم که خیلی پررو و تنبل تشریف دارن باید چیکار کرد؟؟؟یک عده که میشینن تا دیگران همه کارو انجام بدن و بعد اینا فقط استفادشو ببرن!!!خودشون حاضر نیستن قدم از قدم بردارن حتی اگر به نفع خودشونم باشه!!!!

پ ن2: هر روز کارهایی میبینم که بیشتر از روز پیش به این نتیجه میرسم که خدایا شکرت که من خواهر ندارم...والــــا!!!!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 28 مهر 1392 11:30 ق.ظ
دختر کارخونه دار چی شد؟
فرشته حوصله داریا...فعلا امتحان دارم و توفاز افسردگیم شدید
شنبه 27 مهر 1392 10:27 ب.ظ
کامنتاسی=کامنتهای
شنبه 27 مهر 1392 10:27 ب.ظ
کامنتاسی وبمو بعدا تایید میکنم الان وب خوانیه
فرشته
شنبه 27 مهر 1392 10:26 ب.ظ
این خواهر ندارمو گذاشتی که بگی خواهر کارخونه دار نداری
فرشته کلا خواهر ندارم...همون لحظه ای که پستو مینوشتم یک اتفاقی افتاد که خدا را شکر کردم خواهر ندارم
شنبه 27 مهر 1392 08:28 ب.ظ

بعضی وقتا دلم خواهر میخواد، بعضی وقتا هم میگم همون بهتر که خواهر ندارم.
فرشته همون بهتر که خواهر نداریم
جمعه 26 مهر 1392 07:53 ب.ظ
سلام فرشته چقدر اخلاقات شبیه منه
منم اگه عصبی بشم و حرص بخورم معدم قاطی میکنه و نمیتونم غذا بخورم طرح خود شاد سازی رو هم دوست دارم و اجراش میکنم
پ ن 1:هیچی باید بهش زیاد رو ندی چون پر رو میشه
پ ن 2:من اولا دوست داشتم خواهر داشتم اما الان میگم خدا رو شکر ندارم مشکلات اونا هم به مشکلات خودم اضافه میشد
فرشته سلام واقعا!!!تو شبیه منی
راست میگی اون موقع مشکلات خواهر رو هم باید تحمل وهمدردی می کردیم
جمعه 26 مهر 1392 05:26 ب.ظ
سلام
خواهر داشتتن خیلی هم خوبه.
الهی من قربون آبجی نگار خودم برم.اصلا صداشو دیشب شنیدم انگار روح تازه در کالبدم دمیده شده.اصلا انگار دوپینگ کردم.
خنده اش شده نیروی محرکه من.غذا میخوره من کیف میکنم.
اونوقت اگه نبود من اینهمه حس خوبو چطوری تجربه می کردم؟؟
فرشته سلام
خوب داشتن خواهر خوب نعمته...ولی چیزی که من میبینم توی بعضی اطرافیانم این نیست
خدا روشکر...که نگار بهتره
جمعه 26 مهر 1392 02:40 ب.ظ
سلام فرشته خانم
منم بعضی وقتا همینطورم ... از حرف بعضیا خیلی حرصم میگیره ... ولی تاثیرش اینه که چیزی نمیتونم بخورم
ولی تازیگیا دارم سعی میکنم صبور باشم

پیشنهاد میکنم کتاب آیین زندگی نوشته دیل کارنگی رو بخونید ... خیلی تاثیر خوبی داره

البته شما دکترها که راحتید ... زود دواشو پیدا میکنید مثلا حرکات موزونخ خ خ
فرشته سلام شما کلا هفته ای یک بار سر میزنید به وبتون؟؟؟
من معدم میریزه به هم...خیلی بده
حس کتاب خوندن ندارم...پیدا کردم حتما
آقا چرا شایعه پراکنی میکنید من فقط آهنگ شاد گوش میکنم
من معدم مشکل داره وبراش دارو مصرف میکنم...ولی عصبانیت باعث تشدید مشکل و ایجاد ریفلاکس میشه!
جمعه 26 مهر 1392 12:59 ب.ظ
سلامممممم

تعطیلات امسال اصلا به درد من نمیخوره! همه اش چهارشنبه یا پنجشنبه ست که خودمم در حالت عادی تعطیلم !

از توصیات ایمنی اینه که میگن گوشی رو موقع خواب نزدیک سرتون نذارید! خطرناکس!
فایده دیگه اش هم اینه که اگه اس ام اس بیاد بیدار نمیشین و معده ی نازنین هم تو زحمت نمیفته

اما من دلم خواهر میخواد !
فرشته سلااااااام
آخی...اونم که مادرتون گفتن حق ندارید برید خونه
نمی تونم...چون عادت دارم ساعت را از موبایلم ببینم....

اما من دلم نمی خواد
جمعه 26 مهر 1392 12:40 ب.ظ
اتفاقا خواهر خیلی خوبه مخصوصا خواهر بزرگتر....منم داداش ندارم ولی دلم داداش میخواست همش. داشتن هرچیزی خوبه..
فرشته در جواب دوستان هم گفتم خواهرهایی که اطرافم میبینم...ترجیح میدم که خواهر نداشته باشم
جمعه 26 مهر 1392 12:38 ب.ظ
من ی مدیریت قوی تو اینجور مسائل دارم. معمولا سرگروه می شدم تقسیم وظایف می کردم. از همه کار می کشیدم. نمیذاشت کسی بی کار بمونه.
البته اگه میدیدم کسی ضعیفه ی کار در راستای تواناییش میدادم.
اینجوری نه سیخ می سوخت نه کباب.
حرص نخور. سعی کن بزنی بیرون. با دوستات بخندی. موجبات شادی خودتو فراهم کنی. یا آشپزی کنی. یکاری که از فکر های عصبی دورت کنه. معده ات خوب میشه.
منم از از دوره لیسانس گرفتار معده درد عصبیم اما تونستم درمانش کنم. فقط باید ریلکس باشی در هر شرایطی.
من وبت اومدم اما بدلیل شروع همیشگی پستات متوجه پست جدید نشدم میبینی؟
فرشته منم این راهکارها را همیشه انجام میدادم ولی متاسفانه با یک سری افرادی روبرو هستم که یک حرفایی زدن که ترجیح میدم بشینم ببینم خودشون میخوان چه کنن...گرچه آخرش همش دست خودمونو میبوسه!!!
فعلا در این مقطع زمانی دوستی که بشه باهاش رفت بیرون دور دور ندارم...دوستان همه درگیرن!
معدم مشکل داره...ولی مشکلش با عصبانیت تشدید میشه!
واقعا؟؟!!!
خوب عنوان ها که متفاوت بود:q
جمعه 26 مهر 1392 12:22 ق.ظ
سلام علیکم خانوم دکتر.خوبین که ایشااله؟چه خبر؟
وای چه حالی میده 10 روز تعطیلی .....خیلی باحاله ها...شمام پس نعطیلین...
مگه دوستتون چی گفته که اینقد حرصتونو در اورده؟با ادمای پر رو باید مثل خودشون رفتار شه...اصن نباید بهشون محل بدین تا خودشون متوجه اشتباهشون بشن....واقعا حرص میدن ادمو....ماشااله شمام واردین در ادب کردن افراد دیگه
فرشته سلام آقای دکتر
مرسی، شما چطورین؟
بیخیال یک توقع های بیجایی داشت...منو با غلام حلقه به گوشش اشتباه گرفته بود
10 روز تعطیلی...نه ما با همین دو سه روز خوشیم
اون که صد البته...خدایی من تا کسی مستحقادب کردن نباشه کاری باهاش ندارم
پنجشنبه 25 مهر 1392 01:36 ب.ظ
eeey babaaaa..chizi ke ziyade adame porrooo!!:|
hers nakhor fadat sham..in adama hamishe va hameja hastan...faghat nazar azat sooE estefade konan!
khahar ke kheiliii khoobeee:* abjii man mahee mahhhh...:)
فرشته :|
نمی شه که...باید دچار بی حسی بشم که حرص نخورم
از خواهرهای اطرافم چیزهایی میبینم که همین تک بودن را ترجیح میدم...قدر خواهرتو بدون
پنجشنبه 25 مهر 1392 12:07 ب.ظ
بـه یـاد قَـدیمــ قَــدیمــا ...
اوّل شـدمــ انگــار
فرشته بلی...اول شدن توی وبلاگ من که کاری نداره
پنجشنبه 25 مهر 1392 12:06 ب.ظ
سلـآمــ خـانومــ دکتــر :)
عیدتــون مبـارکـــ
نمیدونـین چقـد خوشـحال شـدمــ وقتـی اسمتـونـو توی وبلـاگمــ دیدمــ ،
افتخـار دادیــن
ممنونمــ بـابت تبـریکـــ ،
همکـار شُـدیمــ دیگــه
شیـرینـی همــ ایشـالـا بعـد از مصـاحبه و قبـولی قطعـی ...
بـازمــ ممنـون بـابت حُضـورتــون
فرشته سلام آقای دکتر
مرسی
من چند وقت یکبار سر میزنم وبتون ولی حس میکردم حرفی برای گفتن ندارم...ولی اینبار که اومدم خیلی خوشحالم شدم...خیلی زیاد
خیلی خیلی مبارک باشه...ایشالا مصاحبه هم قبول میشید
خواهش میکنم...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




سلام
اینجایی که میبینید قبلا خالی بود...یعنی وبلاگ من هیچ توضیحی نداشت...
چون به نظرم برای کسی که میاد وب من هیچ توضیحی بهتر از این نیست که خودش مطالب را بخونه و با من و وبم آشنا بشه
الان هم که تصمیم گرفتم این قسمت چند خطی بنویسم فقط به این دلیله که بدونید من اینجا از زندگیم مینویسم...زندگی من هم مثل همه شما گاهی روزمره و عادی است جوری که فکر میکنی روزها از روی هم کپی پیست شدن و برعکس گاهی پر از هیجان...پر از استرس پر از فشار...
پس لطفا انتظار نداشته باشید که همه پست ها هیجان انگیز وجالب باشه...گاهی دلم میخواد از روزمره ترین اتفاقات زندگیم بنویسم...
و در اخر ممنون از اینکه لطف دارید و بهم سر میزنید;)

مدیر وبلاگ : فرشته
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :